مقدمه: کتابی که نقشه جهان را عوض کرد
در اواخر قرن سیزدهم میلادی، یک جوان ونیزی همراه پدر و عمویش از دریای مدیترانه برخاست و در مسیری که بیش از سه سال طول کشید، به پایتخت بزرگترین امپراتوری آن زمان رسید: چین تحت حکومت دودمان یوان. او هفده سال در آن سرزمین ماند و سپس بازگشت تا روایت خود را دیکته کند. کتابی که از این روایت ساخته شد، برای اروپاییان قرنهای بعد، اصلیترین منبع شناخت آسیا بود و به باور بسیاری از تاریخپژوهان، بر انگیزه عصر کاوشهای دریایی تأثیر مستقیم گذاشت.
نام او مارکو پولو بود. در این مقاله از وبلاگ ویزاجت، مسیر سفر، سالهای حضور در چین، محتوای کتاب، بحثهای تاریخی درباره صحت روایتها و مکانهایی که امروز میتوانید در چین و در مسیر جاده ابریشم ببینید را بررسی میکنیم. برای مسافرانی که علاقهمند به تاریخ تجارت و تبادل فرهنگی هستند، این داستان یکی از جذابترین پیشزمینههای سفر به چین است.
خانوادهای که پیش از او هم به شرق رفته بود
مارکو در سال ۱۲۵۴ میلادی در ونیز به دنیا آمد؛ شهری که در آن دوران یکی از قدرتهای تجاری مدیترانه بود و بازرگانش تا دریای سیاه و قلمروهای مغول رفتوآمد داشتند. پدرش نیکولو و عمویش ماتئو، بازرگانانی بودند که پیش از تولد یا در کودکی او، سفری طولانی به شرق انجام داده و حتی به دربار قوبلای خان راه یافته بودند.
در آن دیدار نخست، امپراتور مغول که به شناخت جهان علاقه داشت، از آنها درباره اروپا و مسیحیت پرسید و از ایشان خواست که در بازگشت، نمایندگانی از کلیسا و مقداری روغن چراغ از اورشلیم بیاورند. این درخواست، زمینهساز سفر دوم شد؛ سفری که این بار، مارکوی هفدهساله نیز در آن همراه بود.
درک این زمینه خانوادگی مهم است: مارکو یک کاشف تنها نبود، بلکه عضو یک شبکه تجاری خانوادگی بود که تجربه، اعتبار و مسیرهای شناختهشده داشت. همین سرمایه اجتماعی، امکان دسترسی او به دربار امپراتوری را فراهم کرد.
مسیر سفر؛ سه سال از ونیز تا پایتخت یوان
سفر در سال ۱۲۷۱ میلادی آغاز شد. مسیر، ترکیبی از سفر دریایی و زمینی بود که از بنادر مدیترانه شرقی میگذشت، سپس به فلات ایران و آسیای میانه میرسید و از مسیر کاروانروهای جاده ابریشم به سمت شرق پیش میرفت.
در این مسیر، خانواده پولو از مناطقی گذشتند که امروز نیز در نقشه گردشگری فرهنگی مهماند: شهرهای تاریخی ایران، واحههای آسیای میانه، کاشغر و شهرهای حاشیه کویر تاکلامکان، و سپس کریدور هِکسی با غارهای بودایی و پایانه شرقی آن یعنی دونهوانگ. در نهایت، از دیوار بزرگ گذشته و به شمال چین رسیدند.
مارکو در کتاب خود، درباره سختیهای این مسیر روایتهای دقیقی دارد: سرمای شدید فلاتها، کمبود آب در کویر، بیماری خودش که نزدیک به یک سال او را در یکی از شهرهای مسیر زمینگیر کرد، و خطر راهزنان. او همچنین درباره محصولات، بازاریها، آداب محلی و ادیان هر منطقه توضیح داده است؛ از جمله درباره پیروان آیینهای بودایی، اسلامی و مسیحی که در طول مسیر دیده بود.
پایتخت دودمان یوان در آن زمان، شهری بود که امروز با نام پکن میشناسیم. مارکو آن را با توصیفهایی شگفتزده روایت میکند: شهری با خیابانهای مستقیم و عریض، کاخی عظیم، بازاری پر از کالاهای گوناگون و نظمی اداری که در اروپای آن زمان نمونهای نداشت.
هفده سال در چین؛ مأموریتهای یک ونیزی در امپراتوری مغول
مارکو ادعا میکند که مورد توجه قوبلای خان قرار گرفت و به دلیل توانایی در یادگیری زبانها و گزارشدهی دقیق، به عنوان فرستاده و مأمور امپراتوری به مناطق مختلف فرستاده شد. او میگوید حدود هفده سال در خدمت امپراتوری بود و به مناطقی سفر کرد که کمتر بازرگان خارجی به آنها میرفت.
در روایت او، توصیفهایی از چندین شهر بزرگ چین آمده است: شهری با پلهای سنگی متعدد و صنعت ابریشم که بسیاری آن را هانگژو یا شهرهای اطراف میدانند؛ بندرهای پررونق جنوبی با تجارت دریایی گسترده؛ شهرهای تولید نمک و پارچه؛ و مناطقی در جنوب غربی چین با فرهنگ و پوشش متفاوت.
یکی از بحثبرانگیزترین ادعاهای او، انتصاب به مقام حکومتی در یک شهر است. تاریخپژوهان درباره صحت این ادعا اختلاف دارند، اما شکی نیست که روایتهای او از جغرافیا، محصولات و ساختار اداری چین، با یافتههای تاریخی دیگر همخوانیهای زیادی دارد.
در نهایت، خانواده پولو از امپراتور اجازه بازگشت گرفتند و به گفته مارکو، مأموریت یافتند یک شاهزاده خانم مغول را با کشتی به ایران همراهی کنند. این سفر دریایی، از بندرهای جنوب چین آغاز شد و پس از ماهها، آنها را به مقصد رساند. از آنجا، راه خود را به سمت اروپا ادامه دادند و در سال ۱۲۹۵ به ونیز بازگشتند.
کتاب سفرها؛ چگونه نوشته شد و چرا مهم است؟
چند سال پس از بازگشت، مارکو در جریان یک درگیری دریایی میان ونیز و رقیبش به اسارت افتاد و در زندان، هماتاقی او یک نویسنده اهل توسکان بود. مارکو روایت سفرهایش را برای او بازگفت و آن نویسنده، متن را به زبان رایج ادبی آن زمان تدوین کرد. نتیجه، کتابی شد که با نامهای مختلفی مانند «سفرها» یا «شرح شگفتیهای جهان» شناخته میشود.
این کتاب، پیش از اختراع چاپ، به صورت دستنویس تکثیر شد و نسخههای متفاوتی از آن وجود دارد؛ همین تفاوتها، یکی از دلایل اختلافهای تاریخی درباره جزئیات است. با این حال، تأثیر کتاب غیرقابل انکار است: برای اروپاییان، چین و آسیای شرقی را از یک افسانه مبهم به یک مقصد واقعی با شهرها، محصولات و ثروتهای مشخص تبدیل کرد.
یکی از مهمترین آثار غیرمستقیم کتاب، تأثیر آن بر نقشهسازی اروپا و انگیزه کاوشگران دریایی بود. گفته میشود کریستف کلمب نسخهای از این کتاب را با حاشیهنویسیهای شخصی همراه داشت و در جستوجوی مسیر دریایی به شرق، از توصیفهای آن الهام میگرفت. به این معنا، روایت یک بازرگان ونیزی از چین، در شکلگیری تاریخ جهان نقش داشت.
بحثهای تاریخی؛ آیا مارکو واقعاً به چین رفت؟
از اواخر قرن بیستم، برخی پژوهشگران این پرسش را مطرح کردند که آیا مارکو هرگز به چین رفته است یا روایت او ترکیبی از شنیدهها و اطلاعات واسطهای است. استدلال این منتقدان بر چند نکته استوار است: او در کتاب خود، درباره برخی پدیدههای کاملاً متمایز چینی مانند دیوار بزرگ (در شکل امروزی آن)، چای، خط چینی و سنت بستن پا صحبت نکرده است؛ نامهایی که برای مکانها به کار میبرد، بیشتر فارسی و ترکی هستند تا چینی؛ و در اسناد اداری چین آن دوران، نامی که به وضوح به او مربوط باشد یافت نشده است.
در مقابل، پژوهشگران مدافع اصالت سفر، به نشانههای بسیار دقیق او استناد میکنند: توصیفهایی از سیستم چاپ پول کاغذی، سازمان پست سریع امپراتوری، تولید نمک و شیوههای مالیاتی، جزئیات جغرافیایی شهرها و مسیرها، و گزارشهایی درباره رویدادهای محلی که با اسناد چینی و سایر منابع همخوانی دارند. برخی از این جزئیات، تا قرنها در اروپا شناختهشده نبودند و جعل آنها دشوار است.
جمعبندی غالب میان تاریخپژوهان امروز این است که مارکو به چین سفر کرده، اما ممکن است در بازگویی و تدوین کتاب، اغراق کرده یا روایتهای دیگران را با تجربه خود آمیخته باشد. به بیان دیگر، کتاب او یک منبع تاریخی ارزشمند اما بیخطا نیست و باید با منابع دیگر سنجیده شود.
مکانهای قابل بازدید؛ مسیر مارکو پولو در چین امروز
کاشغر و سینکیانگ: نخستین بخشهای چین که کاروانها به آن میرسیدند. بازار قدیمی کاشغر، مسجد جامع آن و بافت شهری سنتی، هنوز حس یک شهر کاروانی جاده ابریشم را منتقل میکند. درباره این منطقه، مقاله اختصاصی در همین وبلاگ وجود دارد.
دونهوانگ و غارهای موگائو: پایانه فرهنگی جاده ابریشم در چین و یکی از مهمترین مجموعههای هنر بودایی جهان. غارها با نقاشیهای دیواری و مجسمههای متعدد، بازتابی از تبادل فرهنگی چند صد ساله هستند.
کریدور هِکسی و شهرهای ژانگیه، وووی و جیوچوان: مسیر باریکی میان کوه و کویر که کاروانها از آن میگذشتند. امروز این شهرها با قطار و جاده در دسترساند و مناظر رنگینکمانی ژانگیه، یکی از دیدنیترین نقاط مسیر است.
شیآن: پایانه شرقی جاده ابریشم و پایتخت دودمان تانگ. دیوار شهر، محله مسلمانان، پاگودای بزرگ و موزههای متعدد، روایتی چندلایه از تاریخ چین ارائه میدهند.
پکن: پایتخت دودمان یوان که مارکو آن را با شگفتی توصیف کرد. امروز بخشهایی از ساختار شهری آن دوران، در محور مرکزی شهر و دریاچههای مصنوعی قابل تشخیص است.
هانگژو و کانال بزرگ: شهری که در توصیفهای مارکو به عنوان یکی از باشکوهترین شهرهای جهان آمده است. دریاچه غربی، کانال بزرگ و بافت تاریخی شهر، هنوز جذابیت خود را حفظ کردهاند.
کوانجو و بندرهای جنوبی: مراکز تجارت دریایی که در دوران یوان و مینگ، بازرگانان ایرانی و عرب در آنها حضور فعال داشتند. میراث اسلامی این شهرها، از جمله مساجد تاریخی و گورستانهای قدیمی، هنوز پابرجاست.
چرا این داستان برای مسافر ایرانی اهمیت دارد؟
مسیر مارکو پولو، همان مسیری است که قرنها پیش از او، بازرگانان ایرانی در آن فعال بودند. فارسی، زبان میانجی تجارت در بخشهای بزرگی از جاده ابریشم بود و حضور بازرگانان ایرانی در شهرهای چین، به قدری گسترده بود که محلههای تجاری مخصوص آنها شکل گرفت. میراث این حضور، امروز در مساجد تاریخی، سنگنوشتههای دوزبانه و حتی برخی واژههای چینی با ریشه فارسی دیده میشود.
بنابراین، سفر در مسیر جاده ابریشم چین برای یک مسافر ایرانی، تنها یک گردش تاریخی نیست؛ بازخوانی بخشی از تاریخ اقتصادی و فرهنگی خود اوست. اگر چنین علاقهای دارید، ترکیب کاشغر، دونهوانگ، ژانگیه و شیآن، یک مسیر بینظیر میسازد که درباره برنامهریزی آن، مقاله اختصاصی در همین وبلاگ موجود است.
خط زمانی کوتاه
- ۱۲۵۴: تولد مارکو پولو در ونیز
- حدود ۱۲۶۰: سفر نخست پدر و عمو به شرق و دیدار با قوبلای خان
- ۱۲۷۱: آغاز سفر دوم با همراهی مارکوی هفدهساله
- ۱۲۷۵: رسیدن به پایتخت دودمان یوان و دیدار با قوبلای خان
- ۱۲۷۵ تا ۱۲۹۲: هفده سال حضور و مأموریت در قلمرو امپراتوری
- ۱۲۹۲ تا ۱۲۹۵: سفر دریایی بازگشت و رسیدن به ونیز
- ۱۲۹۸: اسارت در جنگ و دیکته کردن روایت سفرها در زندان
- ۱۳۲۴: درگذشت در ونیز
پرسشهای پرتکرار
آیا مارکو پولو نخستین اروپایی بود که به چین رفت؟ خیر؛ پیش از او نیز بازرگانان و مبلغانی از اروپا به قلمرو مغول رفته بودند. اهمیت او در گستردگی روایت و تأثیر کتابش است، نه در نخستین بودن.
کتاب او چقدر قابل اعتماد است؟ در توصیفهای جغرافیایی و اقتصادی، همخوانی زیادی با منابع دیگر دارد؛ اما در برخی ادعاها درباره مقام و جایگاه شخصیاش، اغراق محتمل است.
بهترین مسیر برای دنبال کردن سفر او در چین کدام است؟ مسیر کاشغر، دونهوانگ، ژانگیه، شیآن و سپس پکن؛ این مسیر با قطار و پرواز داخلی قابل انجام است و حدود ده تا دوازده روز زمان میبرد.
آیا نشانهای از حضور ایرانیان در این مسیر دیده میشود؟ بله؛ در کاشغر، شیآن و کوانجو، مساجد تاریخی، سنگنوشتههای فارسی و عربی و محلههای تجاری قدیمی وجود دارد که این حضور را مستند میکند.
نکته حرفهای ویزاجت: اگر به تاریخ جاده ابریشم علاقه دارید، سفر خود را به مسیر شمال غرب چین محدود نکنید؛ ترکیب کاشغر و دونهوانگ با پکن و هانگژو، دو چهره جاده ابریشم را به شما نشان میدهد: مسیر زمینی کاروانها و مسیر دریایی بندرها. این مسیر نیازمند مجوزهای خاص و برنامهریزی دقیق است که ویزاجت آن را انجام میدهد.
برای طراحی سفر تاریخی در مسیر جاده ابریشم چین با راهنمای فارسیزبان، مجوزهای لازم و برنامه زمانی بهینه، با کارشناسان ویزاجت تماس بگیرید یا فرم درخواست را در وبسایت تکمیل کنید.