تیانزیفانگ شانگهای؛ راهنمای گردش و خرید
تیانزیفانگ چیست؟ Tianzifang یکی از محلههای شناخته&...
در چین، شعر تنها یک هنر نیست؛ بخشی از تربیت، حافظه جمعی و زبان احساسات است. کودکان چینی پیش از آنکه بتوانند بخوانند، شعرهایی را از بر میگویند که بیش از هزار و دویست سال پیش سروده شدهاند. در میان هزاران شاعر تاریخ این سرزمین، دو نام برجستهتر از همه است: لیبای، شاعر مهتاب، شراب و آزادی، و دو فو، شاعر رنج مردم، جنگ و وجدان اجتماعی.
این دو، همدوره بودند، یکدیگر را ملاقات کردند و دوست شدند، اما مسیری کاملاً متفاوت پیمودند. شناخت آنها، کلید فهم بخش بزرگی از فرهنگ، هنر و حتی فضاسازی باغها و معابد چین است. در این مقاله از وبلاگ ویزاجت، زندگی، شعر و میراث این دو را بررسی میکنیم و مکانهایی را معرفی میکنیم که در سفر به چین میتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید.
دودمان تانگ که از سال ۶۱۸ تا ۹۰۷ میلادی بر چین حکومت کرد، دوران طلایی فرهنگ این سرزمین محسوب میشود. در این دوره، چین از نظر اقتصادی، نظامی و فرهنگی در مرکز جهان بود؛ پایتخت آن یعنی چانگآن (شیآن امروز) با جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر، بزرگترین شهر جهان و پایان شرقی جاده ابریشم بود. بازرگانان، راهبان، موسیقیدانان و فرستادگان از ایران، آسیای میانه، هند، کره و ژاپن در آن رفتوآمد داشتند.
در چنین فضایی، شعر به اوج رسید. دلیل آن نیز ساختاری بود: آزمونهای سلطنتی برای انتخاب مقامات اداری، بر تسلط بر متون کلاسیک و توانایی شعری تأکید داشتند. یعنی شاعر بودن، نه یک تفنن، بلکه مسیری برای صعود اجتماعی بود. به همین دلیل، هزاران نفر شعر میگفتند و از میان آنها، گنجینهای باقی مانده است که بیش از چهلهزار شعر از بیش از دو هزار شاعر را در بر میگیرد.
قالب محبوب آن دوره، شعرهای کوتاه چهار یا هشت بیتی با قواعد دقیق وزنی و قافیه بود. مهارت شاعر در این بود که در چند واژه محدود، یک تصویر کامل، یک احساس و یک اندیشه را بگنجاند. همین ایجاز، دلیل ماندگاری این شعرهاست؛ زیرا ترجمهپذیر، بهخاطرسپار و قابل بازنقاشی در هنرهای دیگر است.
لیبای در سال ۷۰۱ میلادی به دنیا آمد؛ درباره زادگاه او روایتهای متفاوتی وجود دارد و برخی منابع، زادگاهش را در مناطق غربیتر و حتی خارج از مرزهای اداری چین آن دوران ذکر کردهاند. او در خانوادهای بازرگان رشد کرد و تحصیلات کلاسیک را آموخت، اما برخلاف مسیر متعارف، هرگز در آزمونهای سلطنتی شرکت نکرد.
در عوض، جوانی خود را به سفر گذراند: کوههای مقدس، معابد تائویی، درههای دور و شهرهای بزرگ. همین تجربه سرگردانی، ماده اصلی شعر او شد. لیبای به تائویسم و کیمیاگری علاقه داشت و در جستوجوی جاودانگی و رهایی از قیود دنیوی بود. شعرهای او پر است از مهتاب، رودخانهها، قلهها، شراب، دوستی و حسرت گذر عمر.
در حدود چهلسالگی، به دربار امپراتور خوانده شد و مدتی در پایتخت زندگی کرد. اما روح آزاد او با آداب سخت دربار سازگار نبود. روایتهای مشهوری درباره رفتار بیقید او در دربار وجود دارد؛ از جمله اینکه یک مقام قدرتمند را تحقیر کرد و سرانجام از دربار رانده شد. پس از آن، دوباره به سفر بازگشت و در سالهای پایانی عمر، در آشفتگی جنگهای داخلی گرفتار شد و حتی مدتی به اتهام پیوستن به یک شاهزاده شورشی زندانی و تبعید گردید. او در سال ۷۶۲ درگذشت.
درباره مرگ او، یک افسانه زیبا شکل گرفته است: اینکه در شبی مهتابی، مست بر قایقی نشسته بود و هنگامی که خواست تصویر ماه را در آب بگیرد، در رودخانه غرق شد. این پایان، با روح شعرهای او چنان سازگار است که حتی اگر تاریخی نباشد، در حافظه فرهنگی چین به عنوان حقیقت پذیرفته شده است.
نمونهای از جهان شعری او: در معروفترین شعرش درباره مهتاب، شاعری تنها در میان گلها، یک کوزه شراب دارد و هیچ همراهی. جام را به سوی ماه بلند میکند و با سایه خود، سه نفر میشوند. سپس با ماه و سایه مینوشد و آرزو میکند که این دوستی تا ابد در کهکشان ادامه یابد. این شعر، ترکیب تنهایی، تخیل و آرزوی رهایی است که امضای لیبای محسوب میشود.
دو فو در سال ۷۱۲ میلادی در خانوادهای اهل علم و ادب به دنیا آمد. برخلاف لیبای، او مسیر متعارف را رفت: تحصیل برای آزمونهای سلطنتی، تلاش برای کسب مقام و تحمل شکستهای پیاپی. در آزمونها موفق نشد و سالها در حاشیه دستگاه اداری ماند.
زندگی او با یکی از فاجعهبارترین رویدادهای تاریخ چین همزمان شد: شورش بزرگی که در میانه قرن هشتم آغاز شد و دودمان تانگ را تا آستانه فروپاشی برد. جمعیت کشور به شدت کاهش یافت، شهرها ویران شد و میلیونها نفر آواره شدند. دو فو، خود این ویرانی را تجربه کرد: فرار از پایتخت، اسارت کوتاه، از دست دادن فرزند از گرسنگی، آوارگی میان شهرها و بیماری.
شعر او از همین تجربه ساخته شد. برخلاف لیبای که به آسمان و مهتاب مینگریست، دو فو به زمین و مردم نگاه میکرد. او درباره مالیاتهای سنگین، سربازگیری اجباری، گرسنگی روستاییان، بیوههای جنگ و ویرانی شهرها نوشت. به همین دلیل، در سنت ادبی چین او را «مورخ شعر» نامیدهاند؛ زیرا شعرهای او، سندی زنده از یک دوران تاریخی است.
با این حال، دو فو فقط شاعر رنج نبود. او درباره دوستی، طبیعت، بازگشت به خانه، تماشای باران بهاری و مهربانیهای کوچک زندگی نیز سرود. مهارت فنی او در زبان شعری، بهگونهای بود که شاعران نسلهای بعد، او را استاد قطعی فن میدانستند.
او در سال ۷۷۰ در فقر و بیماری درگذشت، بدون آنکه بداند شعرهایش چند قرن بعد به ستون ادبیات چین تبدیل خواهند شد. در طول زندگیاش، شهرت چندانی نداشت و این یکی از تلخترین روایتهای تاریخ ادبیات است.
در سال ۷۴۴ یا ۷۴۵ میلادی، این دو شاعر در شرق چین یکدیگر را ملاقات کردند. لیبای، شاعری مشهور و چهلوچند ساله بود که تازه از دربار رانده شده بود؛ دو فو، شاعری سیوسه ساله و کمشناخته. آنها هفتهها با هم سفر کردند، شراب نوشیدند، شعر خواندند و از معابد و کوهها دیدند.
این ملاقات کوتاه، در خاطره ادبی چین به یک روایت نمادین تبدیل شد؛ دیدار دو روح متفاوت که یکدیگر را فهمیدند. دو فو بعدها چندین شعر درباره لیبای سرود و در آنها، نگرانی و دلتنگی خود را برای دوستش بیان کرد. از جمله شعری که در آن میگوید سه شب پیاپی خواب لیبای را دیده و این نشانه آن است که دوستش در سختی است.
اما از لیبای، شعرهای کمتری درباره این دوستی به جا مانده است. همین عدم توازن، موضوع بحث ادبی بوده است. برخی آن را نشانه تفاوت خلقوخوی دو شاعر میدانند: لیبای همیشه در حرکت و میان دوستان بسیار بود، در حالی که دو فو، وابستگی عمیقتر و پایدارتری به افراد معدودی داشت.
تأثیر لیبای و دو فو بر فرهنگ چین، فراتر از ادبیات است. شعرهای آنها در کتابهای درسی کودکان آمده و بسیاری از چینیها چند بیت از آنها را از بر دارند. در خوشنویسی، نقاشی و حتی طراحی باغها، ابیات آنها به عنوان متن و الهام به کار رفته است. در ضربالمثلها و اصطلاحات روزمره نیز واژهها و تصاویر شعری آنها جاری است.
این دو، دو قطب شخصیت فرهنگی چین را نمایندگی میکنند: لیبای، آرمان رهایی تائویی، ستایش طبیعت و بیقیدی هنرمندانه؛ و دو فو، آرمان مسئولیت کنفوسیوسی، تعهد اجتماعی و همدردی با رنج دیگران. بسیاری از اندیشمندان چینی گفتهاند که هر فرد تحصیلکرده در این فرهنگ، در درون خود ترکیبی از این دو را حمل میکند.
در جهان امروز نیز، شعرهای آنها به دهها زبان ترجمه شده و بر شاعران غربی تأثیر گذاشته است. تصویر لیبای در حال نوشیدن با مهتاب، به یکی از نمادهای شناختهشده هنر آسیای شرقی تبدیل شده است.
کلبه حصیری دو فو در چنگدو: مهمترین یادمان این شاعر است. در سالهای جنگ و آوارگی، دو فو نزدیک به چهار سال در کلبهای ساده در حاشیه غربی چنگدو زندگی کرد و در همین دوران، بیش از دویست شعر سرود که بخشی از بهترین آثار او هستند. امروز، محوطهای وسیع و سرسبز با باغهای سنتی، ساختمانهای یادمانی، سالنهای نمایش خط و نسخ خطی و مجسمه شاعر، به یک مجموعه فرهنگی بزرگ تبدیل شده است. این مکان درباره آن در دسته هنر و فرهنگ چین نیز معرفی شده است.
مقبره و زادگاه دو فو در استان هنان: در شهرستان گونگیی، زادگاه شاعر و آرامگاه خانوادگی او قرار دارد و مجموعهای یادمانی برای معرفی زندگی او ساخته شده است.
یادمانهای لیبای: در چند شهر چین، بناهایی به نام او وجود دارد؛ از جمله در استان آنهوئی که محل مرگ و دفن او دانسته میشود و در استان سیچوان و هوبئی که بخشی از سالهای جوانی و سفرهایش را در آنها گذراند. در شهر میانیانگ، یک موزه و مجموعه یادمانی بزرگ به او اختصاص یافته است.
مسیرهای ادبی و طبیعی: بسیاری از مکانهایی که این دو شاعر درباره آنها سرودهاند، امروز جاذبه گردشگری هستند: کوهستانهای مشهور، درههای رودخانهها، دریاچهها و شهرهای تاریخی. یک راه جذاب برای سفر در چین، دنبال کردن یک شعر مشخص و رفتن به همان مکان است.
حتی اگر زبان چینی نمیدانید، راههایی برای ارتباط با این میراث وجود دارد. نخست، بازدید از مجموعههای یادمانی که خط خوشنویسی اشعار روی سنگها، تابلوها و دیوارها حک شده است؛ حتی اگر متن را نفهمید، زیبایی خط و تناسب فضا، تجربهای بصری است.
دوم، شرکت در مراسم چای یا اجرای موسیقی سنتی که در آنها اشعار کلاسیک خوانده میشود. سوم، بازدید از باغهای کلاسیک که طراحی آنها بر اساس تصاویر شعری انجام شده است؛ در این باغها، هر کوشک و هر قاب پنجره، به یک بیت شعر ارجاع میدهد.
چهارم، پیش از سفر، چند شعر از این دو شاعر را در ترجمه فارسی یا انگلیسی بخوانید. وقتی سپس کنار یک دریاچه یا روی یک تپه میایستید و همان تصویر را میبینید، تجربهای کاملاً متفاوت خواهید داشت. این همان چیزی است که سفر فرهنگی را از گردش صرف جدا میکند.
کدام شاعر برای شروع بهتر است؟ اگر به طبیعت و تصویرپردازی علاقه دارید، لیبای؛ اگر به روایت اجتماعی و انسانی، دو فو.
آیا شعر آنها به فارسی ترجمه شده است؟ بله؛ ترجمههای پراکندهای از شعر کلاسیک چین به فارسی وجود دارد و در مجموعههای شعر شرق نیز نمونههایی از آنها آمده است.
بازدید از کلبه حصیری دو فو چقدر زمان میبرد؟ یک تا دو ساعت برای گشت آرام در باغها و سالنهای نمایشگاهی.
آیا برای درک این مکانها باید شعر بدانیم؟ خیر؛ اما دانستن یک یا دو بیت، تجربه را چند برابر میکند. راهنمای محلی یا تور با توضیح ادبی، تفاوت زیادی ایجاد میکند.
نکته حرفهای ویزاجت: اگر به فرهنگ و ادبیات علاقه دارید، چنگدو را در برنامه خود بگذارید. کلبه حصیری دو فو، موزههای ادبی شهر و فضای چایخانههای عمومی، این شهر را به بهترین مقصد برای لمس فرهنگ کلاسیک چین تبدیل کرده است؛ ضمن آنکه چنگدو پایتخت پانداها نیز هست و برای سفر خانوادگی گزینهای کامل است.
برای طراحی سفر فرهنگی در چین با راهنمای فارسیزبان آشنا به تاریخ و ادبیات، با کارشناسان ویزاجت تماس بگیرید یا فرم درخواست را در وبسایت تکمیل کنید.